خرید بک لینک

به امیدی سر راهت نشستم

نگه در چشم زیبای تو بستم

چونین دامن کشان از من گذشتی

چرا خود را به این خاری شکستم

تو گفتی من به غیر از دیگرانم

چونینم، در وفا داری چونانم

تو غیر از دیگران، بودی که امروز

نه میدانی، نه میپرسی نشانم

در آن چشمان افسونگر که داری

در آن دل غیر شور و شر که داری

گهی میرانی و گه مینوازی

بگو ای نازنین در سر چه داری

مرا در عاشقی پروا نباشد

دلم را بیم از این غمها نباشد

از آن ترسم که از بسیاری غم

برای عشق در دل جا نباشد

برچسب: نویسنده: آریا امینی تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 22:15

صفحه بندی