دلا باید به هر دم یا علی گفت دمادم نام وذکر یا علی گفت
دو مومن را ببین وقت ملاقات زبان هر دو با هم یا علی گفت
ز لیلایی شنیدم یا علی گفت به مجنون چون رسیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز می کرد به گوش غنچه کم کم یا علی گفت
چمن با ریزش باران رحمت دعایی کرد و او هم یا علی گفت
یقین پروردگار آفرینش به موجودات عالم یا علی گفت
دلا بایست هر دم یا علی گفت نه هر دم بل دمادم یا علی گفت
به هر روز و به هر شب یا علی گفت به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت
خمیر خاک آدم را سرشتند چو بر می خواست آدم یا علی گفت
علی در کعبه بر دوش پیمبر قدم بنهاد وآن دم یا علی گفت
عصا در دست موسی اژدها گشت کلیم آنجا مسلّم یا علی گفت
ز بطن حوت ، یونس گشت آزاد ز بس در ظلمت یم یا علی گفت
رها شد یوسف کنعان ززندان از آن ساعت که هر دم یا علی گفت
چو نوح از موج وطوفان ایمنی یافت توسل جست ونام یا علی گفت
به ابراهیم آتش شد گلستان به جای اسم اعظم یا علی گفت
نمی شد جان میت زنده هرگز یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
مگر خیبر ز جایش کنده میشد یقین آن دم علی هم یا علی گفت
به فرقش کی اثر میکرد شمشیر شنیدم ابن ملجم یا علی گفت
علی حلال جمع مشکلات است دلا باید به هر دم یا علی گفت
برچسب:
نویسنده: آریا امینی