خرید بک لینک

سلامم را جوابی ده که در شهر تو مهمانم

غبارم را بیفشان تا به پایت جان بیفشانم

بپرس از خود کجا بودی ، کجا هستی ، چه می جویی

نگاهم کن چه می گویم ، سخن بشنو چه می خوانم

دلم گوید سخن با تو ، چنین روشن که من با تو

صفای این چمن با تو ، بیا مرغ سخن دانم

در آن ساحل چه می گردی ، از آن دریا چه آوردی

به شهر خویشتن باز آ که من پیغام جانانم

به گلبانگ جهانتابم چه آتش هاست بر دلها

نمی گیرد چرا در تو ، نمی دانم ، نمی دانم

برچسب: نویسنده: آریا امینی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:24

صفحه بندی