عاشقم کردی به من درس وفا آموختی
لیک خود کردی جفا وقامتم را سوختی
خلعتی کردی به براز عشق ودلداری دگر
بر تن من خرقه ای از بی وفایی دوختی
خود شدی شمعی ،شدم پروانه ای دنبال تو
شعله گشتی آتشی اندر دلم اندوختی
بی محابا من دویدم از پی تو روز وشب
دل به تو دادم امانت آن طلا را بفروختی
گرتو خود عاشق نبودی این من دیوانه را
ازچه رو آن چشم مستت را به چشمم دوختی
عشق تو جزغم ندارد حاصلی از بهر من
رفتی وگنجی زغم را در دلم اندوختی
برچسب:
نویسنده: آریا امینی